حامل علم نبى را صلوات
چهارمين پور ولى را صلوات
پنجمين نور امامت باقر
هفتمين مهر جلى را صلوات
***

شاهى كه علوم حق شد از او ظاهر
نام و لقبش محمد است و باقر
درياى سخاى او ندارد اول
صحراى ولاى او ندارد آخر
***

مدينه شد به نور حق منور
كه آمد باقر علم پيمبر
ملائك محو آن جانانه گشتند
به شمه روى او پروانه گشتند
***

ساغر زده‏ ام ز جام باقر
بشكفته لبم به نام باقر
چشم همه روشن از جمالش
آمد به جهان امام باقر
***

برخيز بده بوسه كه مهمان آمد
از مقدم او بر تن ما جان آمد
جان بر قدمش بريزم و مى ‏گويم
صد شكر كه جان همه جانان آمد
***

تو كعبه ‏اى و كعبه گرفتار بقيعت
پيوسته ملك سائل زوار بقيعت
جان و دل ما شمع شب تار بقيعت
تا چهره گذاريم به ديوار بقيعت
***
امشب كه صفا بر دل حور آمده است
عالم همه محفل سرور آمده است
گرديده ولادت امام باقر
ميلاد گل است و جشن نور آمده است
***

سرچشمه جوشنده علم آمده است
خورشيد درخشنده علم آمده است
وقتى كه رسيد باقر علم نبى
گفتند شكافنده علم آمده است
***

مقتداى عموم مي آيد
فيض بخش نجوم مى ‏آيد
پنجمين جانشين پيغمبر
چشمه‏ هاى علم مى‏ آيد
***

امروز بهار عاشقان احيا شد
الفاظ محبت و وفا معنا شد
با آمدن امام باقر به جهان
پنجم گل گلخانه زهرا وا شد
***
از دايره مدار ذرات اتم
تا مركز اقمار و شموس و انجم
هستند شناور همه در جو نشاط
از مولد مسعود امام پنجم
***
شاهى كه علوم حق شد از او ظاهر
نام و لقبش محمد است و باقر
درياى سخاى او ندارد اول
صحراى ولاى او ندارد آخر


 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.