ضرب سكه‏ ى اسلامى به دستور امام باقر عليه السلام (24)

در سده‏ ى اول هجرى صنعت كاغذ در انحصار روميان بود و مسيحيان مصر نيز كه كاغذ مى‏ساختند به روش روميان و بنا بر مسيحيت نشان‏ «اب و ابن و روح‏» بر آن مى ‏زدند،«عبد الملك اموى‏»مرد زيركى بود، كاغذى از اين گونه را ديد و در مارك آن دقيق شد و فرمان داد آن را براى او به عربى ترجمه كنند،و چون معناى آن را دريافت ‏خشمگين شد كه چرا در مصر كه كشورى اسلامى است ‏بايد مصنوعات چنين نشانى داشته باشد،بى درنگ به فرماندار مصر نوشت كه از آن پس بر كاغذها شعار توحيد - شهد الله انه لا اله الا هو - بنويسند و نيز به فرمانداران ساير ايالات اسلامى نيز فرمان داد كاغذهايى را كه نشان مشركانه ‏ى مسيحيت دارد از بين ببرند و از كاغذهاى جديد استفاده كنند.
كاغذهاى جديد با نشان توحيد اسلامى رواج يافت و به شهرهاى روم نيز رسيد و خبر به قيصر بردند و او در نامه اى به‏«عبد الملك‏»نوشت:
صنعت كاغذ هماره با نشان رومى مى‏بود و اگر كار تو درمنع آن درست است پس خلفاى گذشته ‏ى اسلام خطا كار بوده‏ اند و اگر آنان به راه درست رفته‏ اند پس تو در خطا هستى
(25) ، من همراه اين نامه براى تو هديه ‏اى لايق فرستادم و دوست دارم كه اجناس نشان دار را به حال سابق واگذارى و پاسخ مثبت تو موجب سپاسگزارى ما خواهد بود.عبد الملك هديه را نپذيرفت و به قاصد قيصر گفت:اين نامه پاسخى ندارد.
قيصر ديگر بار هديه‏ اى دو چندان دفعه ‏ى پيش براى او گسيل داشت و نوشت:
گمان مى‏ كنم چون هديه را ناچيز دانستى نپذيرفتى،اينك دو برابر فرستادم و مايلم هديه را همراه با خواسته‏ ى قبلى من بپذيرى.عبد الملك باز هديه را رد كرد و نامه را نيز بى جواب گذاشت.
قيصر اين بار به عبد الملك نوشت:دو بار هديه ‏ى مرا رد كردى و خواسته مرا بر نياوردى براى سوم بار هديه را دو چندان سابق فرستادم و سوگند به مسيح اگر اجناس نشان دار را به حال پيش برنگردانى فرمان مى‏دهم تا زر و سيم را با دشنام به پيامبر اسلام سكه بزنند و تو مى‏ دانى كه ضرب سكه ويژه ‏ى ما روميان است،آنگاه چون سكه ‏ها را با دشنام به پيامبرتان ببينى عرق شرم بر پيشانيت مى‏نشيند،پس همان بهتر كه هديه را بپذيرى و خواسته ‏ى ما را بر آورى تا روابط دوستانه‏ مان چون‏ گذشته پا بر جا بماند.
عبد الملك در پاسخ بيچاره ماند و گفت فكر مى ‏كنم كه ننگين ‏ترين مولودى كه در اسلام زاده شده من باشم كه سبب اين كار شدم كه به رسول خدا (ص) دشنام دهند و با مسلمانان به مشورت پرداخت ولى هيچكس نتوانست چاره ‏اى بينديشد،يكى از حاضران گفت:تو خود راه چاره را مى‏ دانى اما به عمد آن را وا مى‏ گذارى!
عبد الملك گفت:واى بر تو،چاره ‏اى كه من مى‏ دانم كدامست؟
گفت:بايد از«باقر»اهل بيت چاره‏ ى اين مشكل را بجويى.
عبد الملك گفتار او را تصديق كرد و به فرماندار مدينه نوشت‏«امام باقر» (ع) را با احترام به شام بفرستد،و خود فرستاده ‏ى قيصر را در شام نگه داشت تا امام عليه السلام بشام آمد و داستان را به او عرض كردند،فرمود:
تهديد قيصر در مورد پيامبر (ص) عملى نخواهد شد و خداوند اين كار را بر او ممكن نخواهد ساخت و راه چاره نيز آسان است،هم اكنون صنعتگران را گرد آور تا به ضرب سكه بپردازند و بر يك رو سوره ‏ى توحيد و بر روى ديگر نام پيامبر (ص) را نقش كنند و بدين ترتيب از مسكوكات رومى بى نياز مى‏ شويم.و توضيحاتى نيز در مورد وزن سكه ‏ها فرمود تا وزن هر ده درهم از سه نوع سكه هفت مثقال باشد
(26) و نيزفرمود نام شهرى كه در آن سكه مى ‏زنند و تاريخ سال ضرب را هم بر سكه‏ ها درج كنند.
عبد الملك دستور امام را عملى ساخت و به همه ‏ى شهرهاى اسلامى نوشت كه معاملات بايد با سكه‏ هاى جديد انجام شود و هر كس از سابق سكه ‏اى دارد تحويل دهد و سكه ‏ى اسلامى دريافت دارد،آنگاه فرستاده‏ ى قيصر را از آنچه انجام شده بود آگاه ساخت و باز گرداند.
قيصر را از ماجرا خبر دادند و درباريان از او خواستند تا تهديد خود را عملى سازد،قيصر گفت: من خواستم عبد الملك را به خشم آورم و اينك اين كار بيهوده است چون در بلاد اسلام ديگر با پول رومى معامله نمى‏كنند
(27) .

پي نوشتها ------------------------------------------------------------

24- برخى از دانشمندان اين موضوع را به امام سجاد عليه السلام نسبت داده‏ اند و برخى ديگر گفته‏ اند امام باقر (ع) به دستور امام سجاد عليه السلام اين پيشنهاد را كرده است.براى اطلاع بيشتر به كتاب العقد المنير ج 1 مراجعه شود

25- قيصر با اين مقدمه مى‏خواست تعصب عبد الملك را بر انگيزد تا براى تصويب كار خلفاى گذشته از منع كاغذ رومى دست‏باز دارد.

26 - امام عليه السلام فرمود:سه نوع سكه ضرب شود،نوع اول هر درهم يك مثقال و ده‏درهم آن 10 مثقال،و نوع دوم هر ده درهم 6 مثقال و نوع سوم هر ده درهم 5 مثقال باشد بدين ترتيب هر سى درهم از سه نوع 21 مثقال مى‏شد و اين برابر با سكه ‏هاى رومى بود و مسلمانان موظف بودند سى درهم رومى كه 21 مثقال بود بياورند و سى درهم جديد بگيرند.

27- «المحاسن و المساوى بيهقى‏»ج 2 ص 232- 236 چاپ مصر- «حيوة الحيوان دميرى‏»چاپ سنگى ص 24با اختصار و نقل به معنى در پاره‏اى از جملات.

توجه:در اين داستان خوانديم كه سكه‏ هاى اسلامى در زمان امام باقر (ع) به صلاح ديد آن بزرگوار ساخته و رائج ‏شده است و اين مطلب با آنچه در برخى از كتابها آمده است كه در زمان حضرت على (ع) در بصره به دستور آن حضرت سكه‏ هاى اسلامى زده شده و آن حضرت پايه گذار آن بوده منافاتى ندارد زيرا منظور اين است كه آغاز سكه زدن در زمان حضرت على عليه السلام بوده و تكميل و شيوع آن در زمان امام باقر عليه السلام انجام شده است‏ براى اطلاع بيشتر به كتاب غاية التعديل مرحوم سردار كابلى ص 16 مراجعه شود.

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.